بودا می خواد درد بکشه

 

بودا دندون درد داره. اونقدر شديد که يکی از دندونای آسياب بالا اذان صبح از خواب بيدارش کرده. از ۱۲ شب که دردش شروع شده تا حالا بودا يه شيشه ليدوکائن رو خالی کرده توی دهنش. دهنش بی حس بی حسه اما اون دندون لعنتی داره درد می کنه انگار که خودمختاری عصبی داره. هرچی پدر مادر بودا به بودا می گن: آقا جان! شما برو اين دندوناتو يه سر و سامانی بده٬ به خدا خودت راحت می شی٬ به خرجش نمی ره که نمی ره.

بعضی يا می گن بودا از بچگی از دندونپزشکی می ترسه. بعضی يا می گن اوضاع اقتصادی بودا اصلا خوب نيس و تعرفه های گرون دندونپزشکی نمی ذاره بودا بره دندوناشو درست کنه. بعضيام می گن بودا نه از دندونپزشکی می ترسه نه دستش به دهنش نمی رسه. بودا می خواد درد بکشه. تموم شد و رفت٬ شما ماستتو بخور!

/ 1 نظر / 3 بازدید
سميه

بودا ديشب به خوابم آمد و مرا طلبيد .