دریا خمیازه نمی کشد

وقتی با ماسه های دریا بازی می کند

 

 

از گلدان خانه مان خجالت می کشم

وقتی خمیازه می کشم

گلدان خانه ما همیشه حرف تازه ای برای گفتن دارد

از مورچه های خانه مان خجالت می کشم

که چطور با پرزهای قالی می جنگند

از ابری که محو می شود

از پنجره خانه مان که حتا یک لحظه پلک نمی زند

از زمین زیر پایم که خمیازه می کشید مرا می بلعید

از دریا که هیچ وقت خمیازه نمی کشد

وقتی با ماسه های ساحل بازی می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید