خنکای مرموز کودکی

 

خانه ما در تبريز، زير زمينی دارد که به درد رئاليسم جادويی آمريکای جنوبی به ويژه مارکز می خورد. همه چيز در اين زير زمين هست و هر لحظه می تواند شگفت زده تان کند، من در بچگيها يم اکثر شب ها خواب های اين زير زمين را می ديدم. تا پلک هايم سنگين می شد مثل جزاير برمودا کشيده می شدم به زير زمين و هر چقدر می خواستم داد بکشم نفسم بالا نمی آمد. هميشه هم يادم هست که دو دستی می چسبيدم به ناودان حياط اما آن نيروی مرموز آرام آرام تمام انگشتانم را باز می کرد.

ديروز سری به زير زمين زدم و چيزهايی که ۶ - ۵ سال پيش نوشته بودم پيدا کردم؛ می نويسمشان.

مرد و مرگ

 

از قلاب خميده زندگی

هوس انگيز ترين نفس ها را آويخته آرام مرد.

کنار برکه ای، سبدی بر کنار

خويش را کناری گذاشته

به رقص باله های ماهی مرگ.

و منتظر تا دواير نقطه ای گردند

به جذبه گنگ گرسنگی.

آن گاه مرد و مرگ

هر دو دم به زمين می کوبند

و آتشی، سرفه کنان

سرخشان می کند.

اسفند ۷۹

...

آبان با عصا آمده بود

از برگ گوژپشت

طلاق می گرفت درخت

آرام گوشه ای اشک می ريخت آسمان.

مرداد ۷۸

 

حلول

 

می خرد مرده از خاک

نقاب ترد ميوه را

پدرم

دوباره در شاخه ها شاداب شده

لبخند می زند به روی ما.

کسی چه می داند شايد فردا

قلب پرهياهوی من

در گهواره گلابی، گندمی يا گيلاسی آرام گيرد.

سبز، زرد، سرخ

مبادا خجر دندانهای تو

قلب ايستاده مرا پاره پاره کند پسرم.

خرداد ۷۸

/ 8 نظر / 2 بازدید
farhad

دوستان عزیزتجارت الکترونیک بسرعت راهش را در کشور ما باز میکند و نقش اینترنت در زندگی ما بیشتر خواهد شد لذا نباید فرصت را از د ست داد باید هر چه سریعتراطلاعات لازم را بدست اورید . در راستای این هدف در اینجا یک سیستم مبتنی بر NETWORK MARKETING ایرانی که در نوع خودش اولین واز نظر اینجانب مطمئن ترین و بهترین تا کنون است به شما معرفی می کنم رئوس انچه که در این کار نصیب شما می شود عبارتند از ۱-امکان کسب درامد تا سقف ۵۱۲ هزار تومان در روز از طر یق بازار یابی شبکه ای ۲- دریافت یک کارت اعتباری به نام آ ر یا کارت (توضیح در مورد آریا کارت پایین سایت آمده است) ۳- برخورداری از مزایای عضویت و خدمات و تخفیف های یک صنعت مفید تجارت الکترونیک در زمینه تامین کتاب فقط با ۱۵ هزار تومان سرمايه ..از قافله عقب نمانيد..

زهرا

خونه ی مادر بزرگ منم يه همچشن جايی داره...البته اون اتاقه نه زیر زمین! منم گاهی خواب اون اتاقو ميبينم.منتها هميشه خواب اون اتاق برام آرامش بخشه...کتاب..عکس های قديمی..کاست..اسباب بازی های چوبی...انواع و اقسام لوازم برقی مثه راديو و اتو و چه ميدونم از اين جور چيزا...اون اتاق هميشه برام نماد يه جای دنج و مطمئن بوده...تقريبا کلبه درختی دوران بچگيم بود...ممنون که منو بردی به اون خاطرات!...راستی شعر مرد و مرگت قشنگ بود...مخصوصا قسمت آخرش!

فائزه

سلام. خوب بود . اميدوارم بهتر شه. آپ نيستم اما سعي مي كنم بشم.

nazila

سلام....خيلی جالب بود..من آپم

jafar

سلام.....نميدونستم تبريزی هستی.....منم اهل تبريزم ...دوست دارم ببينمت...من تو تربيت انتشارات اميد يزدانی هستم

hosein

سلام ....خيلی جالب بود

axemah

من پاراگراف اول و خيلی دوست داشتم . خيلی جالب اون محل و احساستون و وصف کرده بوديد . من هم راه پله ی پشتبام خانه ای که در بچگی اونجا زندگی می کرديم و با اين شرايط بخاطر دارم البته به نظر من اونجا می رسيد به جايی مثل جايی که اليس در سرزمين عجايب رفته بود ... نوشته هاتون از اون سال ها تا امروز خيلی پخته تر و جالب تر شده استادِ اعظم .

bad

سلام خوب بود ولي اميدوارم بهتر بشه موفق باشي