... بخاطر دختران دريا

حتی تمام جاده تشنجهای پنهان يک جغد باشد

و غضروف يک قناری آنقدر عجله کرده باشد

که منقارش را جايی در پوسته آهکی جا گذاشته باشد

و نت ها همه در برزخ

حتی قصه را با گيسوان گورستان بافته باشند

و حدقه های خالی مردگان

پنجره های زمين باشد

نه !

نه ؛ خوب خوابهايت را نگشته ای

هميشه خوشه ای از خط الراس ملخها مصون می ماند

پرنده و پروانه هذيان ذهن مشبک باد؟

حتی همه زنگوله هايمان در زوزه های جهان زنده به گور شده باشد

و پرده های شعبده بازی از پلک نوزادان معصوم آويخته

حتی انگشت هايمان از مه و ماسه

ما روزی در هرم دستهای هم زاده می شويم

ما رويای روشن اقيانوسهايی هستيم

که روزی پدرانمان بخاطر دختران دريا گريسته اند.

/ 1 نظر / 3 بازدید
سيما

سلام ، به منم سر بزن ،خوشحالم ميكني ، به اميد موفقيت شما ...