تمامم نمی كني؟!

اين شعر را امروز نوشته ام اما نتوانسته ام  تمامش  كنم.هر پايانی كه برايش نوشتم ديدم تصنعی است،‌ شايد دوستان بتوانند.

آهای حوصله های سترگ منظومه های جهان

آهای شكوفه های سرخ  انار

كاش های كوچك كودكی

آهای معجزه فردا، تبسم ممكن

پاروهای مومن

آهای رفقا!

بادبان های صميمي!

آهای كاسه های پر، كوچه های نمناك صبح، ساك های سفر.....

/ 6 نظر / 3 بازدید
pronaz

در يكي از اين روزها مرا از دست مي دهيد.

نا آشنا

سلام. به نظر من مخاطب بايد خود بقيه ی شعر را بسرايد. / ممنون که قابل دانستيد.

فائزه

سلام. بابت آدرس ممنون. معلومه كه به وبلاگ قبلي من نيومده بوديد چون تو اون شعر گلسرخي رو نوشته بودم . هموني كه شما گفتين يك با يك برابر نيست. اگه بخواين دوباره ميذارمش.قربان شما.

فائزه

ازبهار و رؤيا و لبخند شيرين مادربزرگ چه خبر؟از آش پشت پا چه خبر؟كوچه هاي نمناك صبح كه روزگاريست نقش پاي او را در دل گمارده ايد... آهاي ساك هاي سفر كه قلب هزاران اميد را در خود جاي داده ايد... از مسافر دل خسته ي من چه خبر؟

مسافر غریب

ممنون از لطفتون در مورد وبلاگم .شما هم خوب مینویسین .فقط کاشکی مگفتین صد سال تنهایی از کیه؟

pinky

آهای همه ی پايان های نمی دانم به کجا ختم شده